تبلیغات
فردای روشن

آرشیـو موضوعـی

خبرنامـه

آمار بازدیـد

  • بازدید های امروز :
  • بازدید های دیروز :
  • كل مطالب :
  • كل پیام ها :
  • كل بازدید ها :

Search Engine Optimization


CONTACT ME
 

مرخصی دوباره

مرخصی دوباره

تاریخ : پنجشنبه 20 دی 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

ز بس در گلو عقده دارد دلم
                                           به زانوی غم سر گذارد دلم
چنان داغدار توام روز و شب
                                           که خونابه از دیده بارد دلم
تو را ای خدایی ترین آرزو
                                           به دست خدا می‌سپارد دلم
تو رفتی ولی یاد تو ماندنی است
                                          پس از تو چنین می‌نگارد دلم
اسیرم اسیر غم عشق تو
                                          سر کوی تو خانه دارد دلم

پ . ن

راستی تا یادم نرفته

فردای روشن برای ایام محرم از میهن بلاگ اسباب كشی كرده رفته پارسی بلاگ

بیاین اونجا بهم سر بزنید

خوشحال میشم .

 http://fardayroshan.parsiblog.com


 
غرور

غرور

تاریخ : سه شنبه 11 دی 1386 | موضوع برای عزیز دلم ,
 

در میان سرخی اشكم صدایت می كنم

در میان كوچه های بی كسی

بین صدها آرزو

من تو را از او تمنا می كنم

در میان چهره های آشنا

من نگاهت را

هزاران بار در خاطر ، هویدا می كنم

بی هراس

بی هراس از هر كنایه

هر تلنگر

جستجویت می كنم

در میان جستجو هایم ، تو را می بینم

ساكت و خاموش ، من نگاهت می كنم

شاید اما سرد ، باز هم من نگاهت می كنم.


 
من كنت مولاه فهذا علی مولاه

من كنت مولاه فهذا علی مولاه

تاریخ : یکشنبه 2 دی 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

 

سال دهم هجرت است ، دو روز پس از پایان مراسم حج تو قصد بازگشت به مدینه را كردی .

 

در راه بارها جبرئیل بر تو فرود آمد و وظیفه ی سنگین را برای تو بازگو كرد و تو پریشان و نگران بودی از انجام دادن این ماموریت الهی .

 

آری ،‌ معرفی جانشین و خلیفه ات از تمام كارهایی كه در این بیست و سه سال با موفقیت انجام داده ایی سخت تر است .

 

تو پریشان به خداوند عرضه داشتی :

خداوندا ! این قوم من هنوز از دوران جاهلیت خویش فاصله نگرفته اند .

 

با نزول (آیه ۶۷ سوره مباركه مائده)

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس ان الله لا یهدی القوم الكافرین

ای پیامبر !

آنچه از خداوند بر تو نازل شد به مردم برسان كه اگر نرسانی ، پیامش را نرسانده ای و خداوند تورا از آزار مردم حفظ خواهد كرد ، به درستی كه خداوند كافران را هدایت نخواهد كرد.

 

در كنار غدیر خم ،

در سرزمینی كه هیچ درخت یا سبزه ای در آن نبود و در زمینش هیچ چیز جز ریگ های داغ وجود نداشت ،

همه را برای ابلاغ فرمان الهی متوقف كردی .

 

ظهربود و هنگام نماز ظهر ،

بانگ موذنت همه را برای اقامه نماز جماعت به امامت رسول خدا دعوت می نمود .

عده ای در آن بیابان گرم ،‌ نیمی از عبای خود را در زیر پا و نیمی دیگر را بر روی سر فكنده بودند تا از بارش آتش در امان باشند .

و تو چه پدرانه وقتی دیدی همه به دنبال سایبان می گردند ؛‌ مصمم شدی برای بیان دستور خداوند .

تا با تمسك جستن به عترتت در كنار سایبان دنیوی و اخروی آرامش را لمس كنند .

آری

علــــــی

آن سایبانی ست كه می توان با پیروی از او از هرم آفتاب در امان بود و در صحرای حجاز این دنیای فانی حیات جاودانه را تجربه كرد .

اما گویی ،‌ قریشیان و بسیاری دیگر از مسلمانان ، هنوز نور ایمان كامل بر دلهایشان نتابیده و ظلمت را می توان در گوشه گوشه ی دلشان به وضوح دید .

 

و غدیر ،

كامل گشتن رسالت خاتم النبیین بر كسانی كه به زیر این سایبان الهی ماوا گرفته اند و هرساله بیعتشان را محكم تر می سازند ،

فرخنده باد .


 
شرمنده ام عزیز دلم

شرمنده ام عزیز دلم

تاریخ : پنجشنبه 22 آذر 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

سلام

دیشب جای همه ی دوستان ، محبان ، عاشقان و چشم براهان و... خالی

 به یاد همه ی دوستان هم بودم

بعد از دوهفته كه دلم حسابی براش تنگ شده بود ، دیشب دوباره میزبانم شد .

و بعد از یه سلام و احوال پرسی خیلی گرم البته تو اون فضای خیلی سرد

طبق معمول تند رفتم و شروع کردم به غر زدن

که چرا منو دو هفته تنها گذاشتی ؟

چرا دیگه هوامو نداری؟

چرا روتو از من برگردوندی ؟

خلاصه غر زدم .Smiley

و مثل همیشه بعد از غر زدنم

یاد خودم و كارهام و .... كه افتادم

یاد این دوهفته ،

نمی دونستم میشه كلمه ی انتظار رو برای عنوان این دو هفته دوری انتخاب كنم ، یا نه؟

دیگه هیچی نتونستم بهش بگم

فقط بهش گفتم شرمنده تم

دیگه هیچی نتونستم به روی زبون بیارم تا آخرین ثانیه های دیدارم .

عزیز دلم

هزار ها سه شنبه طی شده است هنوز هم سه شنبه ها ، كنار نرده های جمكران.


 
رحمت الهی

رحمت الهی

تاریخ : سه شنبه 13 آذر 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

ما بادها را فرو فرستادیم در حالیكه بارور كننده اند و به دنبال آن از آسمان آبی فرو فرستادیم و به وسیله ی آن همه شما را سیراب كردیم در حالیكه شما توانایی بر حفظ و نگهداری آن نداشتید ـآیه ی ۲۲ سوره حجر -

 

حركت ابرها و بارش باران ،‌ این رحمت الهی به اراده و خواست خداوند است و با نظمی كه میان آسمان ها و زمین و باران و گیاهان و میوه ها و انسان ها وجود دارد همه و همه بیانگر اثبات برهان نظم می باشد ،‌ كه این امور تصادفی نیست .

در آیات مختلف ذكر شده است كه باران وسیله حیات و بركت است ، نابودی آفات ، رویش گیاهان ، لطافت هوا و جاری شدن چشمه از خیرات و بركات باران است .

 

بارش باران علاوه بر اثبات برهان نظم اشاره ای به معاد نیز دارد كه مرگ به معنای فنا و نیستی نیست ، بلكه تغییر حالت است ، همانگونه كه زمین مرده به معنای زمین نابود نیست و با بارش باران زنده می شود .

 

هرگاه بادی می وزید پیامبر اكرم (ص) می فرمودند :

خداوندا این باد را ریاح رحمت قرارده نه ریح عذاب .

 

و نیز حضرت علی (ع) هنگام بارش باران ، آب باران را بر سر و روی خود می ریختند و می فرمودند:

این بركتی از آسمان است كه هیچ دست و ظرفی به آن برخورد نكرده است .

(برگرفته از تفسیر نور)

 

 

حالا سلام

امروز یكی از روزای خوب خدا بود چون خدا رحمت بیكرانش رو بر سر عام و خاص فرود آورد .

 

اما هدف من از بیان آیات قرآن كریم و احادیث و ذكر برهان نظم و معاد

 

فقط و فقط به این دلیل بود كه یه گله گی كوچیك كنم از كسانیكه

به دور از درك این رحمت الهی خودشون رو زیر سایه ی چتر مخفی می كنن .

آره چتر !

نمی دونم چرا از بچگی از اینكه چتر دست بگیرم و برم زیر بارون بیزار بودم ، یادم میاد گاهی اوقات كه به اجبار خانواده از چتر استفاده كردم باعث زخمی شدن چشم چند نفر شده بودم .

اما خدا رو شكر الان توی وسایلم چتری پیدا نمیشه .

 

ما زمانی قدر نعمات الهی رو بهتر می دونیم كه خلاف اون رو فرض كنیم ، مثلا اگر بارونی نمی بارید و یا زمین بارون رو جذب نمی كرد و روئیدنی و چشمه هایی در زمین نبود .

 

به نظر من كسانیكه از چتر استفاده می كنن موقع بارش مشكلات و سختیهای زندگی دنبال یه پناهگاهن تا خودشون رو تا برطرف شدن مشكلات زیر اون مخفی كنن.

 

بیایید یه كم از این رحمت استفاده كنیم ، بارون هم مثل مشكلات زودگذره .

 

بیاید تو همون لحظاتی كه خیلیا برای فرار از بارون با سرعت از كنارمون رد می شن تا خودشون رو به یه سر پناه برسونن یا كسانیكه خودشون رو توی خونه محبوس كردن،

 

از فرمولای علمی و قانونای مادی یه كم كناره بگیریم ،

 

و زیر بارون الهی دو ركعت نماز شكر بخونیم .


 
مرادریاب دلبرم

مرادریاب دلبرم

تاریخ : سه شنبه 6 آذر 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

سلام ، یه موضوعی چند وقته ذهنم رو مشغول كرده

نمی دونم درسته یانه ؟

اما یه نظر حسی هستش ، تا به حال هم دنبال این نبودم كه عقلی اثباتش كنم.

میگم ، شاید شما دوستان كمكم كنید.

مگه خود خدا نگفته نزدیك ترین حالت بنده ام به من تو حالت سجده هستش ؟

و چون عقل كوچیك من برای درك بیشتر نزدیكی به خدا نیاز به یه مقیاسی داره كه بتونم حسش كنم .

من نظرم اینه كه تو حالت سجده تو آغوشه معبودتی.

هر موقع دلت گرفت سرت رو به سجده بذار اگه یه كم دقت كنی دست نوازشش رو روسرت حس میكنی .

وقتی تو سجده هستی از فرصتت استفاده لازم رو ببر.

یه كم نفسات رو جانانه تر بكش.

كجا بهتر ازآغوش معشوقت ؟


 

تاریخ : پنجشنبه 1 آذر 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

 

السلام علیك ایها الامام الرئوف

سلام بر تو آقای رئوفم ،  سلام بر تو ای ضامن آهو

سلام بر قدومی كه با تمام مشقت زائر تو شده اند و در این شب و روز مبارك به تو پناهنده شده اند .

 

میلادت فرارسیده است و شور و شوق كشور عشق را در برگرفته است .

امشب عشق در جای جای حریم رضوی موج می زند و فرشته ها كاشی های حرم ات را بوسه باران می كنند .

و شما اید آقای من كه امشب با تمامی دل های عاشق عشقبازی می كنید .

دل خراب من نیز امشب بهونه دارد ،‌ آری بهونه دارد تا امشب یكی از گدایان صحن و سرایت باشد .

 

كبوتر دلم را امشب پرواز می دهم و عاشقانه اذن دخول می خوانم .

 

 بارون خبر ولادتت را به گوش تمامی دوستدارانت رسانیده ،

به گوش باشید كه امروز در خانه ی موسی بن جعفر (ع) پسری متولد شده است

در عرش با ورود تو نقاره های شادی طنین انداز شده است .

شهر مدینه امشب عرش تمامی زمینیان شده است و با آمدن تو ،‌ ای نور هشتم توحید من كامل گشته است .

 

شرف شمس تموم عالم / گنبد زرد امام رضاست

پنجره فولاد بارگاهش / اجابت درد عاشقاست

عالم بالا ، جنت اعلی / همه فدای عزیز زهراست

 

و آقای عزیزم ، همیشه به خود می بالم كه روز ولادتتان با چشم گشودن من به این جهان و متولد شدنم یكی می باشد .

 

طلوع شب تار و آمدن صبح سپید بر تمامی عاشقان مبارك باد .

 

كاش می شد مجاورت باشم

                                         ماه ذی قعده (دوباره) زائرت باشم


 
گوشه خلوت دلم

گوشه خلوت دلم

تاریخ : پنجشنبه 24 آبان 1386 | موضوع دل نوشته ,
 

سلام به تمامی دوستان گلم

من برگشتم

جای همه دوستان خالی

تمام صحن تو از اشك زائران تر شد

دلم ز فیض همین قطره ها معطر شد

چه زود ثانیه های وصال می گذرد

زیارت تو نخوانده فراز آخر شد

ازل كه دست خدا می نوشت تقدیرم

غلامی تو مرا تا ابد مقدر شد

نیامدم كه زدست تو حاجتی طلبم

گرفته بود دلم پر زد و كبوتر شد

السلام علیك یا علی ابن موسی الرضا المرتضی و رحمة الله و بركاته

فكر می كردم وقتی كه برگردم حرفای زیادی برای گفتن دارم ، اما اشتباه فكر می كردم

تمام امروزم توی سكوت گذشت و فقط به یاد لحظات زیبای وصال بودم .

افسوس كه خیلی ساده و راحت از دستشون دادم

كاشكی منم مجاورت بودم تا همیشه زائر حریم آسمونیت بودم .

وقتی كه پا به حریمت می ذاشتم و صحن های پاك رو یكی یكی طی می كردم تا به كنارت برسم ،‌ احساس خیلی خوبی داشتم ،‌ گذشتن از تمامی صحن ها

صحن جامع رضوی ،‌ صحن آزادی و كنار وعده گاهم بهترین لحظات برام رقم خورده بود .

وقتی سكوت این شهر رو می بینم ناخودآگاه كبوتر دلم پر میزنه به جایی كه تو همین لحظات كه نیمه شبه ،‌ خواب هیچ معنایی نداره و هر كسی خودش رو برای زیارت تو پاك و معطر می كنه و با قدم هایی آهسته اذن دخول می خونه و پا به حریمت میذاره ،‌ دلم می گیره

دلم می گیره كه خیلی زود لحظات وصال به انتها رسید .

اما طبق هرشب امشب هم نیت كردم زیارتنامه بخونم .

الله اكبر و لا اله الا الله و سبحان الله و الحمدلله

بسم الله و بالله و علی ملة الرسول الله صل الله و علیه و آله اشهد ان لا اله الا الله و حده لا شریك له و اشهد ان محمد عبده و رسوله و ان علیا ولی الله

اشهد ان لا اله الا الله و حده لا شریك له و اشهد انه محمد عبده و رسوله و انه سید الاولین والاخرین وانه سید الانبیاء و المرسلین اللهم صل علی محمد عبدك و رسولك و نبیك و سید خلقك الاجمعین ........

گوشه خلوت دلم برات زیارت نامه می خونم / دلم می خواد تا عمر دارم كفتر ایوون طلات بمونم


 

آرشیــو

دوستـان

نوای فـراغ